راهنما و دانش

واژه‌نامه

اصطلاحات فال قهوه و فال ایرانی – به‌کوتاهی توضیح داده‌شده.

آیین

niyet / نيّةni-YET / NEE-yah
نیت همان خواست یا پرسش خاموشی است که پیش از تعبیر فنجان در دل نگه می‌دارند؛ خواندن را جهت می‌دهد و به نشانه‌ها معنای شخصی می‌بخشد.
فالِ قهوهfâl-e gha-HVÉ
فال‌گیری از ته‌نشینِ قهوه در فرهنگ ایرانی؛ پس از نوشیدن، فنجان را وارونه می‌کنند تا سرد شود و آنگاه نقش‌های پدیدآمده در ته‌مانده – جانوران، راه‌ها، حروف – را نشانه‌هایی از عشق و سفر و سرنوشت می‌خوانند.

نقش‌ها

falcıfahl-JUH
فالگیر کسی است که ته‌نشین قهوه را تعبیر می‌کند و از شکل‌های آن داستان‌ها و اشاره‌ها می‌خواند، و با چشمی ورزیده و لحنی مهربان نقش‌های فنجان را به واژه بدل می‌سازد.
καφετζούka-fe-DZÚ
زنی که فنجان قهوه را می‌خواند؛ بیشتر بانویی کهنسال و کارآزموده است که در نقش‌های فنجان داستان‌ها و نشانه‌ها را می‌بیند و با مهربانی بازگو می‌کند.

اشیا

telveTEL-veh
تلوه همان ته‌نشین نرم قهوه است که پس از نوشیدن در کف فنجان باقی می‌ماند، و فالگیر از خطوط و نقش‌های آن نشانه‌های سرنوشت را می‌خواند.
fincanfin-JAHN
فنجان همان پیاله‌ی کوچکی است که قهوه‌ی ترک در آن نوشیده می‌شود، و پس از آخرین جرعه وارونه روی نعلبکی می‌گذارند تا ته‌نشین نقش‌هایش را در آن بسازد.
cezve / ibrikJEZ-veh / ib-REEK
جزوه یا ابریق همان دیگچه‌ی مسی کوچک با دسته‌ی بلند است که قهوه‌ی ترک به‌آرامی در آن دم می‌کشد، و کف و ته‌نشین نرمی که بعدها فنجان را پر می‌کند در آن پدید می‌آید.
ثُفْلTHUFL
ته‌نشینِ نرم و تیرهٔ قهوه که پس از نوشیدن در کف و دیوارهٔ فنجان باقی می‌ماند؛ فال‌بین از نقش‌های همین ثُفل تصویرها را می‌خواند و تعبیر می‌کند.
رَكْوةRAK-wah
قهوه‌جوشِ کوچکِ دسته‌بلند از جنس مس یا برنج که قهوهٔ عربی در آن جوشانده می‌شود؛ در همین رَکوه است که ته‌نشینِ نرمی پدید می‌آید که بعدها در فنجان به سخن درمی‌آید.
φλιτζάνιfli-DZÁ-ni
خودِ فنجان کوچک قهوه؛ در فال یونانی قلب این آیین است، زیرا پس از وارونه‌کردن، نقش‌های قابل‌تعبیر روی دیواره‌ی درونی‌اش پدید می‌آید.
دیوانdee-VÂN
دیوان مجموعهٔ کامل سروده‌های یک شاعر است که مشهورترین آن دیوان حافظ است. در بسیاری از خانه‌های ایرانی به فال بدل می‌شود: آن را به نیّت می‌گشایند و بیت آمده را پاسخ پرسش دل می‌خوانند.

سنت‌ها

tasseographytass-ee-OG-ruh-fee
هنرِ خواندن و تعبیرِ نقش‌های ته‌ماندهٔ قهوه یا چای در فنجان؛ این واژه از «tasse» فرانسوی (فنجان) و «‑graphy» یونانی (نوشتن) ساخته شده و شاملِ مهارتِ دیدنِ تصویرها در طرح‌هایی است که ته‌نشین بر جای می‌گذارد.
tasseomancyTASS-ee-oh-man-see
پیش‌گویی از روی نقش‌های ته‌ماندهٔ قهوه یا چای در فنجان؛ این واژه از «tasse» فرانسوی و «‑mancy» یونانی (غیب‌گویی) ساخته شده است. اگر تاسئوگرافی به خواندن اشاره دارد، تاسئومانسی بر دریافتِ آینده و سرنوشت تأکید می‌کند.
καφεμαντείαka-fe-man-DÍ-a
هنر یونانی فال‌گیری از ته‌مانده‌ی قهوه؛ فنجان خالی را وارونه بر نعلبکی می‌گذارند و از نقش‌های خشک‌شده‌ی درون آن سرنوشت را می‌خوانند.
bosanska kafaBÓ-san-ska KÁ-fa
قهوه‌ی بوسنیایی و آیین فال‌گیری همراه آن؛ در «جِزوه» دم می‌کشد و آرام و در جمعِ دوستانه نوشیده می‌شود، سپس ته‌مانده‌ی فنجان تعبیر می‌گردد – آیینی از مهمان‌نوازی و پیش‌بینی آرام.
غزلgha-ZAL
غزل قالبی کلاسیک در شعر فارسی است که از بیت‌های هم‌قافیه ساخته شده و بیشتر از عشق و اشتیاق و هجران سخن می‌گوید. در تعبیر فال، زبان پرتصویر آن اغلب در دل نشانه‌ها طنین می‌اندازد.
هفت‌سینhaft-SEEN
هفت‌سین سفره‌ای است که در نوروز می‌چینند و هفت چیز دارد که نامشان با حرف «س» آغاز می‌شود، مانند سبزه و سیب. هر یک از آن‌ها آرزویی را در خود دارد، از تندرستی تا فراوانی، برای سال نو.

مفاهیم

falfahl
فال نشانه یا پیش‌گویی‌ای است که از علامت‌ها خوانده می‌شود، چه در ته‌نشین قهوه و چه در ستارگان یا ابیات. نگاهی است امیدوارانه به آنچه زندگی در پیش دارد.
kısmetkuhs-MET
بهره و سهمِ مقدّرِ هر کس از زندگی؛ همان سرنوشتی که نقش‌های ته فنجان گاه نشانه‌هایی از آن را برای صاحب فال آشکار می‌کنند.
nasipnah-SEEP
بهره و قسمتِ هر کس، به‌ویژه در عشق و ازدواج و رسیدن به یار؛ دلدادگان در ته فنجان نشانه می‌جویند که آیا یار از نصیبشان است یا نه.
لسان الغیبli-SÂN ol-GHAYB
«لسان‌الغیب» لقبِ بزرگداشتِ حافظ شیرازی است؛ شعرش چنان رازگشا و پیش‌گویانه شمرده می‌شود که مردم دیوانش را برای یافتنِ پاسخِ سرنوشت خود به فال می‌گشایند.
رزقrizq / RUH-zuhk
رزق همان روزیِ مقدّر است که خداوند برای آدمی فراهم می‌کند، هم نان روزانه و هم هر بخشش دیگرِ زندگی. در تعبیر فال، برخی نشانه‌های خوش‌یُمن نویدبخش رزقِ در راه، یعنی گشایش و برکت، دانسته می‌شوند.

مناسبت‌ها

شب یلداshab-e yal-DÂ
شب یلدا بلندترین شب سال، یعنی انقلاب زمستانی است که خانواده‌های ایرانی آن را تا سحر کنار هم بیدار می‌مانند. انار و هندوانه می‌خورند، از دیوان حافظ فال می‌گیرند و آغاز بلندتر شدن روزها را جشن می‌گیرند.
نوروزnow-ROOZ
نوروز جشن سال نوِ ایرانی در آغاز بهار است که نامش به معنای «روز نو» است. نماد نوشدن و امید است؛ خانواده‌ها سفرهٔ هفت‌سین می‌چینند، به دیدار یکدیگر می‌روند و سالی روشن و پربرکت آرزو می‌کنند.